مرتضى مطهرى
77
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
گويند اول كسى كه اين عقيده را ابراز كرد « و اصل بن عطاء » شاگرد « حسن بصرى » بود . روزى و اصل در محضر استادش نشسته بود كه همين مسألهء مورد اختلاف خوارج و مرجئه را پرسيدند . پيش از اينكه حسن جوابى بدهد و اصل گفت : به عقيدهء من اهل كبائر فاسقند نه كافر . بعد ، از جمعيّت جدا شد - و به قولى حسن بصرى او را اخراج كرد - و كناره گرفت و به تبليغ عقيدهء خود پرداخت . شاگرد و برادر زنش « عمرو بن عبيد » نيز به او ملحق شد . اينجا بود كه حسن گفت : « اعتزل عنّا » يعنى و اصل از ما جدا شد ، و به قولى مردم گفتند : « اعتزلا قول الامّة » يعنى و اصل و عمرو بن عبيد از قول همهء امّت جدا شدند و قول سومى اختراع كردند . امر به معروف و نهى از منكر امر به معروف و نهى از منكر نيز از ضروريّات اسلام و مورد اجماع و اتّفاق عموم مسلمين است . اختلافاتى كه هست مربوط است به حدود و شروط آنها . مثلًا خوارج امر به معروف و نهى از منكر را مشروط به هيچ شرطى نمىدانستند ، معتقد بودند در همهء شرايط بايد اين دو فريضه صورت گيرد . مثلًا ديگران احتمال موفّقيت را و همچنين عدم ترتّب مفسدهاى مهمتر را شرط وجوب امر به معروف و نهى از منكر مىدانستند ، ولى خوارج به اين شروط قائل نبودند . برخى معتقد بودند كه امر به معروف و نهى از منكر صرفاً قلبى و زبانى است ، يعنى قلباً بايد طرفدار معروف و مخالف منكر بود و لساناً نيز بايد به نفع معروفها و عليه منكرها تبليغ كرد . ولى خوارج معتقد بودند كه عند اللزوم بايد قيام كرد و عملًا دست به كار شد و براى امر به معروف و نهى از منكر بايد قيام به سيف كرد . در مقابل ، گروهى بودند كه امر به معروف و نهى از منكر را مشروط به شرايط بالا مىدانستند و از حدّ قلب و زبان هم تجاوز نمىكردند . احمد بن حنبل از اين گروه شمرده شده است . طبق عقيدهء اين گروه ، قيام خونين براى مبارزه با منكرات جايز نيست . معتزله شروط امر به معروف و نهى از منكر را پذيرفتند ولى آن را به قلب و زبان محدود نمىدانستند ، معتقد بودند كه اگر منكرات شايع شود يا حكومت ستمگر باشد ، بر مسلمين واجب است كه تجهيز قوا كنند و قيام نمايند .